به گزارش خبرنگار مهر، به همت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و همکاری دبیرخانه کرسی های نظریه پردازی، کرسی ترویجی «بازنگری در ساختار علم اصول (با تاکید بر قرینه شناسی)» در مشهد برگزار شد.
در این نشست که با سخنرانی حجت الاسلام رضا اسلامی همراه بود، حجج الاسلام محمدعلی خادمی کوشا و حسنعلی علی اکبریان به عنوان ناقد حضور داشتند. دبیری علمی جلسه به عهده حجت الاسلام علی شفیعی بود.
در ادامه گزارشی از این نشست ارائه می شود.
الف- درآمدی بر نشست
در ابتدا دبیر علمی با اشاره به اهمیت دانش اصول و نقش آن در تحولآفرینی فقه گفت: از آنجا که دانش اصول ابزار فقه و فقاهت است تحول روشمند در آن میتواند دانش فقه را نیز متحوّل کند.
وی با اشاره به موضوع نشست و تأکید بر این که تحوّلآفرینی در دانشهای بشری و بروزرسانی آنها امری مذموم نیست، اضافه کرد: دانش اصول در طول حیات خویش ساختارهای متفاوتی را تجریه کرده است که این نشان میدهد ورود دراین عرصهها اگر روشمند باشد باید مورد استقبال قرار گیرد.
ب- ارائه بحث توسط حجت الاسلام والمسلمین رضا اسلامی
وی در ابتدا با اشاره به اهمیت و جایگاه ساختار در یک علم گفت: ارائه یک ساختار و یا اصلاح ساختار یک علم نیازمند اشراف به ذات آن علم است. وی آنگاه با اشاره به اینکه ساختار امری توقیفی نیست، بلکه محصول تلاش عالمان و انسانها است، اضافه کرد: پروسه ارائه ساختار جدید، نیازمند دو مرحله است:
۱) رسیدن به اینکه ساختار موجود با مشکلاتی مواجه است و دیگر پاسخگوی نیازهای عالمان آن علم نیست؛
۲) ساختار جایگزین باید روشمند و دارای استاندارهای علمی باشد.
وی با اشاره به اینکه ایدهاش ناظر به تغییر ساختار بخشی از اصول فقه است، اظهار داشت: با توجه به نقش این ساختار در مباحث الفاظ در دانش فقه و اشکالاتی که در ساختار این بخش از اصول فقه به نظر میرسید؛ ساختار پیشنهادی را برای این بخش از اصول رائه نمود. وی با اشاره به این امر که دلالتشناسی رکن رکین دانش اصول است، از دو ساحت دلالتشناسی یاد کرد و گفت: در دلالتشناسی دو رکن وجود دارد:
۱) وضع و مباحث آن که دراصول خوب بازتاب یافته و بدان پرداخته شده است؛
۲) قرینهشناسی و مباحث مرتبط با آن.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ادامه با اشاره به نسبتسنجی مباحث قرینهشناسی با اصول موجود افزود: در اصول فقه موجود، ما با دو گونه مباحث مرتبط با قرینهشناسی مواجهیم:
۱) در اصول فقه موجود اینگونه نیست که به قرینهشناسی پرداخته نشده باشد، بلکه پرداخته شده است، اما منسجم نبوده و به صورت روشمند و در یک جا به این مباحث پرداخته نشده است.
۲) برخی از سرفصلهای قرینهشناسی هستند که در اصول فقه بدان پرداخته نشده است و نیازمند پردازش هستند. به عنوان نمونه به این موارد میشود اشاره کرد: ۱-مفهومشناسی و چیستی قرینهشناسی؛ ۲-ملاکشناسی تفکیک قرینه از ذوالقرینه؛ ۳- اقسامشناسی قرینه و ذوالقرینه و...
وی سپس ضمن اشاره به تفاوتهای موجود در میان اصولیان در مفهومشناسی قرینه و عدم توجه جدّی به معیارهای تفکیک قرینه از ذوالقرینه، از امکان خلط قرینه با ذوالقرینه سخن گفت.
ویهمچنین اضافه کرد: قرینه بسیار متنوع است، گاه قرائن لفظیاند و گاه عقلیاند، گاه حالیاند و گاه مقامیاند.
وی ملاکهای چندی را برای تفکیک قرینه از ذوالقرینه که در کلام اصحاب اصول آمده است را مورد اشاره قرار داد و از جمله گفت: یکی از این معیارها این است که اصولیان گفتهاند هر جا لسان کلامی، لسان تفسیر و نظارت باشد؛ طوری که معنای آن بدون وجود کلام دیگر صادق نیاید، آن کلام قرینه است و کلامی که بدان نظر میشود ذوالقرینه است. از این رو دلیل حاکم نسبت به دلیل محکوم قرینه است.
ج)مباحث ارائه شده توسط اساتید ناقد
اساتید ناقد ضمن تشکر از ایده پرداز محترم که زمینه گفت و گوی علمی را فراهم کردند، در نقد ایده مطرح شده نکاتی چند را مطرح کردن که با توجه به مشترک بودن برخی اشکالات، مجموع اشکالات ایشان در دو بخش ارائه می گردد.
ج-۱- اشکالات مشترک
۱) عدم ارائه ساختار: اشکال مشترک اساتید ناقد و برخی اساتید حاضر در جلسه این بود که ایدهپرداز محترم بر خلاف عنوان نشست، ساختاری ارائه نکرده است تا مورد نقد قرار گیرد. بلکه ایشان هم در متن ارائه شده به نشست و هم در سخنان خویش در جلسه، تنها تلاش کرده تا به اهمیت قرینهشناسی و برخی مباحث مرتبط با آن بپردازد. اساتید ناقد معتقد بودند بر فرض پدیرش اشکال ایشان به این بخش از ساختار اصول فقه موجود، ایدهپرداز محترم ساختار جایگزینی که بتوان از قوّت آن سخن گفت را ارائه ندادهاند.
۲) عدم ذکر مصادیق در فرض ساختار جایگزین:
اشکال مشترک دیگری که اساتید ناقد مطرح کردند این بود که ایدهپرداز باید مصادیقی را ذکر میکردند که در فرض تحول ساختار اصول متحوّل میشوند. به عبارت دیگر اگر ساختار پیشنهادی را در اصول فقه ، آن هم در بخش الفاظ جایگزین وضع موجود نماییم چه اتفاقات مصداقی رخ خواهد نمود؟ ایدهپرداز محترم از ذکر مصادیق و نشان دادن تأثیر ساختار جدید در مباحث اصول نیز غفلت کردهاند.
ج-۲- اشکالات غیر مشترک
۱) حجت الاسلام و المسلمین حسنعلی علیاکبریان و برخی اشکالات: ایشان علاوه بر ایراد نسبت به تفاوت متن ارائه شده و گفتار عرضه شده در نشست؛ با اشاره به این پرسش که «آیا میتوان همه مباحث الفاظ علم اصول را ذیل دوگانه وضع و قرینه قرار داد یا خیر؟»، افزود: پاسخ من به این پرسش منفی است. اینگونه نیست که بتوان همه مباحث الفاظ را ذیل این دوگانهای که مطرح کردید قرار داد.
وی آنگاه اشکال دیگر این ایده را به عدم ارائه یک معیار در جاگذاری مباحث الفاظ ذیل قرینه یا وضع دانست و گفت: جناب آقای اسلامی معیاری را ارائه ندادهاند که بتوان مبتنی بر آن معیار تعیین کرد کدام یک از مباحث ذیل وضع است و ذیل قرینه نیست؛ یا آن دیگری ذیل قرینه است و ذیل وضع نیست.
۲) حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی خادمی کوشا و برخی اشکالات: ایشان ضمن اشاره با اشکالات مشترک که گفته شد به اشکالات دیگری نیز اشاره کرده و از جمله گفت: جناب آقای اسلامی ابتدا باید تبیین میکردند که چه ضرورتهایی منجر به این شده که ایشان سخن از لزوم تحول ساختار اصول مبتنی بر قرینهشناسی را مطرح کنند. وی آنگاه یک اشکال دیگر را عدم توجه ایدهپرداز محترم به چرایی نپرداختن اصولیان به بحث قرینهشناسی دانست و گفت: ایشان باید توجه میکردند که چرا اصولیان به بحث قرینهشناسی به صورت متمرکز نپرداختند و آنگاه آن را مورد بحث و نقد قرار میدادند.
۳) اشکالات اساتید حاضر در جلسه:
۳-۱- حجت الاسلام والمسلمین عبدالحمید واسطی: وی با اشاره به چرایی ضرورت استقلال بحث قرینه در اصول فقه گفت: ساختار یک علم، تابع هدف و مسیر تحقق هدف آن بوده و تعیین زیرفصلها نیز تابع میزان تأثیر هر بحث در هدف است. با توجه به اینکه هدف علم اصول، کشف حکم است، استظهار ابزار اصلی آن در دستیابی به هدف محسوب میشود و استظهار خود وابسته به قرینه است. بنابراین قرینه بیشترین اثر را در دستیابی علم اصول به هدف خود دارد. وی در ادامه، مهمترین اشکال ساختار اصول موجود را عدم تناسب آن با عملیات استنباط دانست و با اشاره به ضرورت عملیات کشف قرائن در استظهار، پیشنهاداتی برای عناوین قابل بحث در بخش قرینهشناسی در اصول ارائه کرد. (از جمله: چیستی و چرایی قرینه، پیشینه و تبارشناسی قرینه در ادبیات، فقه، کلام و تفسیر، جایگاه قرینه در علم اصول، مبادی تصوری و تصدیقی قرینه، چگونگی شکلگیری و عملکرد قرینه، حجیت قرینه، انواع و مراتب قرائن، چگونگی تشخیص قرائن، ابهامات موجود در قرائن و نحوه رفع آنها، تعارض قرائن و علل ایجاد آنها).
وی همچنین عرف و قوانین ارتکاز فطری، قرائن تجربی قطعی و برهانی عقلی، قرائن تاریخی، شهرت، مذاق شارع، سیره متشرع، مقاصدالشریعة، سنت صحابه، آراء الفقها، شرایع سابقه و اشباه و نظایر را از موارد لازم در اسباب قرائن معرفی کرد که همه در عملکرد فقها مورد استفاده بوده است.
۳-۲- حجت الاسلام والمسلمین مجتبی الهی خراسانی: وی با اشاره به اختلافات مبنایی عالمان اصول گفت: اینکه محتوای مباحث الفاظ بر اساس قرینه تنظیم شود یا نه نیازمند وجود مبنا است که اگر این مبنا مبنای شیخ باشد، خوب است. اما اگر مبنای عموم باشد همین تنظیم کنونی درست است. وی خاطرنشان کرد: مشکل ما در تنظیم مباحث الفاظ بر اساس قرینیت این است که در تعارض ادله هم همین کار را باید انجام دهیم. از سوی دیگر باید دید آیا هر چه استنباط به آن نیاز دارد، علم اصول باید متولی تأمین آن باشد یا نیازمند علم معین دیگری مانند اصول استظهار هستیم؟
د- پاسخ اشکالات مطرح شده توسط ارائه دهنده بحث
حجت الاسلام و المسلمین اسلامی در پاسخ به اشکالات مطرح شده با تأکید بر اینکه ما هنوز ماهیت و کارکرد قرینه را نمی دانیم، تصریح کرد: سوال این است که اگر قرینه را از اصول بیرون ببریم آن را کجا قرار دهیم؟ در برهه کنونی که علم اصول به دلیل شبهات فلسفی و کلامی با چالش مواجه است، حتی اگر جایی خارج از اصول هم برای آن پیدا کنیم، حداقل تا زمانی که کسی نباشد از آن بحث کند میتوان آن را ذیل اصول مورد بحث قرار داد چنانکه این امر در سیره فقها نیز بوده است.
وی همچنین ضمن تأکید بر علمی و مستند بودن نظریه خود گفت: بنده دورنمای حدسی از بحث ندارم. بلکه سالها در این زمینه تحقیق و بررسی کرده و مطالب خود را مستدل و مستند ارائه کردهام. همچنین اثبات وجود نقص در ساختار موجود علم اصول، لزوماً منوط به ارائه راهکار نیست و هر یک از صاحبنظران میتوانند پیشنهادی در این زمینه داشته باشند.
نظر بنده تحول ساختار مباحث الفاظ بر محور قرینه است، نمیگویم مباحث الفاظ را کلاً کنار بگذاریم. چرا که در فقه کاربرد دارد. اما ایراد ساختار کنونی این است که وقتی به استظهار میرسیم به دلیل عدم ضابطهمندی آن، آراء مختلف و موجب سرگردانی فقها میشود. در حالی که ضابطهمندی استظهار، گذشته از رفع سرگردانی در کشف حکم، به تکامل علم اصول نیز کمک میکند.


نظر شما