خبرگزاری مهر – گروه استانها: تاریخِ معاصر ایران، مردان جنگآور بسیاری به خود دیده است؛ اما تقلیل دادن شخصیت حاج قاسم سلیمانی به یک نابغه نظامی یا یک استراتژیستِ ژئوپلیتیک، نادیده گرفتنِ بخشِ اعظمِ حقیقتِ وجودی اوست. آنچه حاج قاسم را از یک «ژنرال نظامی» به یک «اسطوره ملی و مذهبی» ارتقا داد، نه صرفاً فتوحات او در میدانهای نبرد، بلکه «منظومه فکری و فرهنگی» خاصی بود که او در زیستن و مبارز کردن به نمایش گذاشت.
حاج قاسم سلیمانی پیش از آنکه فرمانده لشکرها باشد، فرمانده قلبها بود. سیره و روش او در بعد فرهنگی، بر پایه یک پارادایم فراموششده بنا شده بود: جذب حداکثری و دایره وسیعِ خودیها. در دورانی که فرهنگ عمومی جامعه گاه دچار دوقطبیهای فرساینده میشد، منطق سلیمانی خطکشیهای سیاسی و ظاهری را در هم میشکست. نگاه او به جامعه، نگاهی پدرانه و سرشار از عطوفت بود؛ آنجا که صراحتاً اعلام کرد «آن دختر کمحجاب هم دختر من است»، در واقع مانیفستِ فرهنگیِ نوینی را ارائه داد که در آن، «ایران» حرم است و تمامی ساکنان این حرم، فارغ از تفاوتهای ظاهری، اعضای یک خانوادهاند. او فرهنگ مقاومت را از یک مفهوم خشک ایدئولوژیک، به یک سبک زندگی مبتنی بر فتوت، ایثار و نوعدوستی تبدیل کرد.
اما نقطه عطف این روایت فرهنگی، سحرگاه سیزدهم دیماه بود. شهادت حاج قاسم سلیمانی، تنها حذف فیزیکی یک فرمانده نبود؛ بلکه یک «رستاخیز فرهنگی» عظیم را رقم زد. خون او، شوکی الکتریکی بر پیکره جامعهای بود که شاید در روزمرگیها، بخشی از آرمانهایش را گم کرده بود. این شهادت، بار دیگر مفاهیمی همچون «شهادتطلبی»، «غیرت ملی» و «وحدت کلمه» را که میرفتند تا در کتابهای تاریخ بایگانی شوند، به صدرِ گفتمانِ فرهنگی جامعه بازگرداند. تشییع پیکر او، رفراندومی برای تاییدِ این فرهنگِ عاشورایی بود؛ جایی که میلیونها ایرانی با سلایق گوناگون، زیر تابوت او متحد شدند و نشان دادند که «مکتب سلیمانی» فراتر از مرزهای جناحی، به یک مؤلفه هویتبخش در فرهنگ ایرانی-اسلامی بدل شده است.
تأثیر شهادت او بر روح فرهنگ ایران، بازتولیدِ معنای «قهرمان» بود. او نشان داد که قهرمانِ ترازِ انقلاب اسلامی، کسی است که در اوج قدرت، متواضعترین است و برای امنیت روانی و فیزیکی مردمش، بیمرز میجنگد. شهادت او، ادبیات، هنر، رسانه و حتی تعاملات اجتماعی مردم ایران را تحتالشعاع قرار داد و «خونرگ» های غیرت و حماسه را در جامعه به جوشش درآورد.
این گزارش در فصول پیشرو، با عبور از کلیشههای رایج، به دنبال پاسخ به این پرسش کلیدی است: چگونه «مکتب سلیمانی» به عنوان یک الگوی فرهنگی جامع، میتواند نقشه راهی برای عبور از بحرانهای فرهنگی امروز و فردای ایران اسلامی باشد؟ ما در پی آنیم تا نشان دهیم چگونه یک سردار، با سلاحِ محبت و سپرِ اخلاص، مرزهای جغرافیایی را درنوردید و در قلبِ تاریخِ فرهنگِ این سرزمین، جاودانه شد.
تکلیف مداری حاج قاسم
حجتالاسلام حبیبالله غفوری نماینده ولیفقیه در استان و امام جمعه کرمانشاه در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: دشمن حقیقتاً از تفکر، راه و مسیر سرافرازانه سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی هراس دارد؛ تفکری که اساس آن آزادگی و مبارزه با استکبار است.
وی با اشاره به ابعاد حادثه تروریستی ۱۴۰۲ کرمان افزود: این اقدامات کور نه تنها نشانه اقتدار و عملیات موفق نظامی نیست و نشانه توانمندی فکری دشمن محسوب نمیشود، بلکه نشاندهنده بنبستی است که دشمن به آن رسیده است؛ آنها چون امکان مقابله با جبهه مقاومت و تفکر شهید سلیمانی را ندارند، دست به چنین کارهای حقیرانه و زبونانهای میزنند که نهایت ترس آنها از رویارویی با سپاه اسلام را آشکار میکند.

حجتالاسلام غفوری در بخش دیگری از سخنان خود به ویژگیهای برجسته مکتب حاج قاسم اشاره و تصریح کرد: یکی از بارزترین ویژگیهای این مکتب، ولایتمداری و اطاعتپذیری محض از ولی امر است؛ شهید سلیمانی بارها اذعان داشتند که در مواردی نظر کارشناسی خود را به محضر رهبر انقلاب ارائه میکردند، اما اگر نظر ایشان متفاوت بود، تعبداً نظر آقا را میپذیرفتند و بعداً در مییافتند که حق با رهبر انقلاب بوده و ایشان عمق قضایا را میدیدند.
وی با اشاره به قسمهای جلاله شهید سلیمانی در خصوص رابطه دلی با رهبری، خاطرنشان کرد: شهید سلیمانی میگفت «والله والله والله از شئون عاقبتبخیری رابطه دلی و قلبی با این حکیم بزرگی است که سکان انقلاب را در دست دارد»؛ این اوج صفا و ولایتمداری بود که او را در همه صحنهها نجات داد.
امام جمعه کرمانشاه با گریزی به مسئله انتخابات و اهمیت آن در کلام رهبری، بیان کرد: تاریخ زندگی حاج قاسم گواهی میدهد که هیچ انتخاباتی نبوده که ایشان در آن شرکت نکرده باشد؛ او همواره پای کار تکلیف بود.
وی ادامه داد: زمانی که پیشنهاد کاندیداتوری ریاست جمهوری به ایشان داده شد و گفتند مردم به شما رأی بالایی میدهند، جواب بسیار جالبی دادند و فرمودند «من نامزد گلولهها و شهادت هستم»؛ ایشان همواره به دنبال دشمن میگشت.
حجتالاسلام غفوری تأکید کرد: تکلیفمحوری یعنی حضور در عرصه؛ نه اینکه حاج قاسم مشکلات کشور را نمیدانست و یا معتقد بود ما به کمال اسلامی شدن جامعه رسیدهایم، بلکه همانطور که رهبر انقلاب فرمودند ما در میانه راه هستیم، اما شهید سلیمانی میدانست که حل مشکلات کشور تنها از طریق جمهوری اسلامی ممکن است.
فرمانده تیپ زینبیون: حاج قاسم گفت «برو خدا با ماست»
حاج صادق اشکتلخ از فرماندهان تیپ زینبیون و همرزمان سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، در روایتی شنیده نشده از حضور میدانی سردار دلها در جبهه مقاومت، در گفتگو با خبرنگار مهر به تشریح یکی از خاطرات خود در منطقه جنوب حلب پرداخت.
وی در تشریح این ماجرا گفت: در منطقه عملیاتی جنوب حلب، من مسئول محور بودم و پشت فرمان خودرویی نشسته بودم که حامل حاج قاسم سلیمانی بود؛ قصد داشتیم از یک نقطه خاص عبور کنیم که به شدت زیر آتش دشمن بود و با موشک خودروهای عبوری را هدف قرار میدادند.
این فرمانده جبهه مقاومت افزود: وقتی به آن نقطه رسیدیم، با توجه به خطرات موجود و احتمال بالای اصابت موشک، خطاب به حاج قاسم عرض کردم که «اینجا را با موشک میزنند» و تلویحاً خواستم که احتیاط کنیم یا مسیر را تغییر دهیم.
اشکتلخ ادامه داد: در آن لحظه حساس، حاج قاسم با آرامش و اطمینان قلبی خاصی به من گفت «برو، خدا با ماست».

وی با اشاره به تأثیر شگرف کلام شهید سلیمانی بر روحیه خود، تصریح کرد: وقتی ایشان این جمله را گفت، من پدال گاز را فشردم و با سرعت و شدت به دل خطر زدم؛ اما نکته مهم حسی بود که در آن لحظه به من دست داد.
همرزم شهید سلیمانی خاطرنشان کرد: وقتی حاج قاسم گفت «خدا با ماست»، این حرف برای ایشان در مقام «گفتن» نبود، بلکه در مقام «یافتن» بود؛ یعنی ایشان حضور خدا را کاملاً یافته و درک کرده بود.
وی تاکید کرد: اثر این یقین حاج قاسم چنان بود که منِ راننده نیز متحول شدم؛ شاید باورش سخت باشد اما در آن لحظه احساس کردم -نعوذبالله- خداوند متعال به عنوان یکی از سرنشینان در خودروی ما حضور دارد و این همراهی را با تمام وجود حس کردم.
اشکتلخ در پایان یادآور شد: همین باور و یقین که از حاج قاسم به من منتقل شد، باعث شد حتی ذرهای تردید به دلم راه ندهم و با توکل محض از مسیری که زیر باران موشک بود، عبور کنیم.
۲۲:۳۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۳


نظر شما