کاوه تیموری خطاط پیشکسوت ایرانی که این روزها آثار خود را با موضوع میهن در نمایشگاه «خط وطن» مجموعه فرهنگی و هنری آزادی به نمایش گذاشته است در گفتگو با خبرنگار مهر در رابطه با انتخاب این زمان برای آغاز نمایشگاهش باتوجه به احتمال کمشدن شمار مخاطبان عنوان کرد: اگر قرار باشد دلاورمردان ما در میدان جنگ خونشان ریخته شود، جانفشانی کنند، فداکاری کنند و ریحانههای زیبای ما در مدرسه میناب اینگونه پرپر بشوند که حتی جنازهشان هم پیدا نشود، من به عنوان مسئولیت اجتماعی هنرمند چه وظیفهای دارم؟ من وظیفهام این است که داشتههای خودم را حتی در سختیها به کار بگیرم. این کارها، خوشنویسی در سختیها بود.
نمایشگاهی که میوه ۵ سال تلاش است
وی ادامه داد: من ایران را با تمام وجودم دوست دارم و لطف الهی بود که بتوانم آنها را در این زمان به نمایش بگذارم. خلق این آثار متعلق به امروز نیست بلکه یک دوره زمانی پنج ساله را پشت خودش دارد. اما الان فکر کردم که بهترین شرایط است که ما این اشعار زیبا را به نمایش بگذاریم. اگر ما ایراندوستی را القا کنیم و تغییر نگرش ایجاد کنیم، رسالتمان انجام شده است.
این هنرمند خطاط درباره پیوند هنر خوشنویسی و ادبیات عنوان کرد: ادبیات از منظر جامعهشناسی، یکی از نهادهای مهم اجتماع است. ادبیات است که فرهنگ را تجلی میدهد. ادبیات است که باورها، ارزشها و آرمانها را منتقل میکند. ادبیات این را در قالب چکیدهای از بهترین واژگان که هم گوشنواز است، هم چشمنواز و هم روحنواز به ما تحویل میدهد.
وی افزود: در ارتباط با مقولهای مثل ایران، ما میتوانیم تمام ارزشهای ایران را در ادبیات دنبال کنیم؛ «به گیتی نام ایران جاودان باد / همیشه خاک پاکش در امان باد» یا به طور مثال شهریار میگوید؛ «گرم خون ریخت دشمن شهریارا / به خون دانی چه بندم نقش ایران» ما کجا میتوانیم عبارتی پیدا کنیم که چنین تراشیده و شستهرفته باشد و راه را نشان دهد. پس ادبیات با مقولهای که ما اینجا به ایران پرداختیم، ارتباط تنگاتنگ دارد و از هم جداییناپذیرند.
امیدی که جریانبخش صلح درون است
تیموری با اشاره به استفاده از آیات و مضامین معنوی در آثارش گفت: ما تمام تلاشمان را برای ایران میکنیم. اما این اراده الهی است که باید کار نهایی را انجام بدهد. پس بنابراین مینویسیم «لا تَقْنَطُوا مِن رَحْمَةِ الله»؛ یعنی از رحمت خدا ناامید نشوید. توکل را هم مطرح کردهایم. در آیاتی که شما میبینید، این مقولهها اهمیت زیادی دارد.
این هنرمند خوشنویس در پایان با اشاره به استفاده از شعری با مضمون امید برای قاب پایانی این نمایشگاه بیان کرد: شما میبینید که مردم ۴۰ روز پیوسته در اضطراب و التهاب و نگرانی بودند. پس ما باید با موارد نشاطآفرین و مثبتاندیشی، انرژی آنان را تأمین کنیم. در جمله تابلوی پایانی این نمایشگاه این مصراع از فخرالدین گرگانی را آوردم: «به امیدم، به امیدم، به امید». چرا؟ چون امید یکی از مؤلفههای بسیار بسیار پراهمیت در مثبتاندیشی و صلح درونی است. بنابراین ما باید از این ظرفیت با واسطه ادبیات استفاده کنیم و این شرایط سخت اجتماعی را تا اندازهای گوارا کنیم تا از این مرحله بگذریم.


نظر شما