خبرگزاری مهر- گروه استانها؛ سرنوشت «حکیم خیام نیشابوری» در دوره سلجوقی بسیار شگفتانگیز است. وی در دوران حیات به عنوان ریاضیدان، ستارهشناس و فیلسوف شهرت بالایی داشت و مورد توجه شاهان سلجوقی و عموم مردم بود.
اما معاصرانش از مقام شاعری او که مایه فخر ایرانیان بوده و شعر فارسی را به شهرت جهانی رسانده بیخبر بودند.
زمانی که خیام متولد شد، ابن سینا و ابوریحان بیرونی سالهای پایانی عمر خویش را سپری میکردند و در این برهه ۲۰۰ ساله دانشمندانی زیستند که مشرق زمین را قلمرو دانش و اندیشه خود کردند.
امروز ما خیام را با رباعیات یا چارینههای جهانیاش میشناسیم که به چندین زبان ترجمه شده و تحسین جهانی را با خود دارند. خیام از جمله شاعرانی است که ایرانیان بسیار او را دوست دارند و اشعارش را زیر لب زمزمه میکنند و او را باید در زمره شاعرانی بدانیم که نمود و بروز برجستهای در فرهنگ عامه ایرانیان داشته و در زندگی روزمره آنها ساری و جاری شده است.
۲۸ اردیبهشتماه در تقویم ایرانی با عنوان روز بزرگداشت خیام نیشابوری نامگذاری شده است و همین، بهانهای شد تا به جایگاه این شاعر در فرهنگ عامه مردم ایران و استان چهارمحال و بختیاری بپردازیم.
عباس قنبری عُدیوی، رئیس بنیاد ایرانشناسی شعبه چهارمحال و بختیاری در این گفتگوی تلفنی از نیشابور پاسخگوی پرسشهای ما بود.
دکتر عباس قنبری، مردمشناس، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ عامه، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان و نویسنده کتاب «خیام در فرهنگ مردم ایران» امروز به مناسبت رونمایی از چاپ سوم این کتابش در «نهمین همایش ملی خیام نیشابوری» در زادگاه این شاعر حکیم مورد تجلیل قرار میگیرد.
* درباره شخصیت حکیم خیام نیشابوری قدری توضیح بدهید.
خیام نیشابوری از دانشمندان برجسته ایرانی است که لقب «حکیم» دارد و در قدیم این لقب را به انسانهای دانشمند و فرهیختهای میدادند که نه فقط در ادبیات که در علوم مختلفی چون ریاضی، پزشکی، نجوم و نظیر اینها عالم بودند. در بین شخصیتهای ادبی برجسته ایرانی عده قلیلی لقب حکیم داشتند که از جمله به حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکیم نظامی و حکیم ناصرخسرو میتوانم اشاره کنم.
بنابراین خیام بیش از شاعری، یک دانشمند جامعالاطراف و به تمام معنا است که از بین تلاشهای او، گاهشماری و تقویم امروزین ایرانی برجسته بوده است.
وی همچنین در قریب به یکهزار سال پیش توانسته بسیاری از اطلاعات ستارهشناسی را کشف کند و مباحث ذیقیمت را در اختیار بشریت قرار دهد.
مقام شاعری خیام نیشابوری شصت سال پس از درگذشت این شاعر بزرگ مورد توجه قرار گرفت. در ابتدا تعداد اندکی از رباعیها یا چارینهها به خیام نسبت داده شد و تا امروز بالغ بر یکهزار رباعی منسوب به این حکیم است و درواقع مردم این اشعار را به عنوان سرودههای خیام میشناسند.
* در این خصوص توضیح بدهید که چرا چارینههای خیام در فرهنگ عامه و ادبیات شفاهی و در زیست روزانه عموم مردم کاربرد یافته و مورد استفاده قرار میگیرد؟
رباعی یا چارینه نوعی قالب شعری است که شاعر در چهار مصراع باید مفاهیم عرفانی، فلسفی، اجتماعی یا حکمی و پند و اندرز مورد نظر خود را بیان کند. همین کوتاه بودن اشعار و بار معنایی بزرگی که حمل میکنند باعث جذابیت این قالب سروده میشود و شاعر این قسم اشعار بسیار باید فرهیخته و عالم باشد که از پس این کار برآید.
سرودههای خیام ساده اما بسیار پرمغز و عمیق بوده و معطوف بر موضوع زندگی از تولد تا مرگ است. این شاعر بزرگ انسانها را به اندیشیدن و تفکر، خوب زیستن، شاد زیستن، بهرهمند شدن از فرصت کوتاه زندگی و لذت بردن از آن و نیز مرور و عبرتآموزی از سرگذشت پیشینیان دعوت میکند.
* نکته جالب این است که حکیم خیام با وجود کارهای درخشان در حوزههای ریاضیات و نجوم و ... ، بیشتر به عنوان شاعر در فرهنگ عمومی ما و در سطح جهانی شناخته شده است.
بله همینطور است. مردم عمومأ توجه کمتری به فعالیتهای این دانشمند پرافتخار داشتند و بیشتر سراغ رباعیهای خیام رفتند و در زندگی خود استفاده میکنند. رباعیات خیام را همه ما در تابلوهای خوشنویسی، دیوارنویسیها، دیوارنگارهها، اسکناس نوشتهها، ماشیننوشتهها حتی در سنگ مزارها و آگهیهای درگذشت بارها و بارها دیدیم.
معتقدم شعر خیام با مردم و زیست ایرانیان پیوندی عمیق دارد که پسزمینه این پیوند را فلسفه، اخلاق و انسانیت تشکیل میدهند.
* از دیدگاه شما خیام چگونه موفق شده مخاطب خود را به تفکر و تأمل عمیق درباره مفهوم زندگی وادار کند؟
خیام با زبانی ساده و قابل فهم از طریق شعرش با مردم سخن میگوید و به ما هشدار میدهد که این دنیا پاینده و پایدار نیست و انسانها بهتر است در همین فرصت اندک زندگی بهترین بهره را ببرند. خیام گاه از طریق اعتراض به دنیا و چرخ و فلک ما را به اندیشه وا میدارد از جمله میگوید: «در کارگه کوزهگری رفتم دوش، دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش، هر یک به زبان حال با من میگفت، کو کوزهگر و کوزهخر و کوزهفروش.» در این بیان استفهامی خیام ما را دعوت به اندیشیدن میکند تا به خود بیاییم و زیستن در فرصت کوتاه عمر را قدر بدانیم.
خیام در جایی دیگر میگوید: «اسرار عدم را نه تو دانی و نه من، این حرف معما نه تو خوانی و نه من، اندر پس پرده گفتگوی من و توست، چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من.» و در جایی دیگر در مقام اعتراض به چرخ و فلک، آن را مسبب همه سختیهای انسان میداند و میگوید: «ای چرخ فلک! خرابی از کینه توست، بیدادگری شیوه دیرینه توست، ای خاک! اگر سینه تو بشکافند، بس گوهر قیمتی که در سینه توست.» خیام به زندگان هشدار میدهد که دست از خشم و قهر، دشمنی و کینهتوزی بردارند و از زندگی لذت ببرند: «ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم، وین یکدم عمر را غنیمت شمریم، فردا چو از این دیر مکافات رویم، با هفتهزارسالگان سر به سریم.»
همین بیانهای ساده و زیبا اما سرشار از معانی حکمی و فلسفی عمیقاً خواننده را تحت تاثیر قرار میدهد و جذب میکند.
* مصادیقی از بهرهگیری مردم استان چهارمحال و بختیاری از اشعار خیام نیشابوری در زیست روزمره، نام ببرید.
نمدمالی به عنوان هنر فاخر و جهانی شهرکردیها یکی از مصادیق بهرهگیری از این اشعار است که نمدمالان از این اشعار فاخر استفاده میکنند. مواردی از ماشیننویسی را دیدم که با راننده جونقانی یکی از کامیونهای پشت نویسی شده با شعر خیام هم صحبتی داشتم.
اشعار خیام نیشابوری همچنین جلوه زیبایی در آثار هنری هنرمندان رشتههای مختلف از جمله موسیقی و آواز، خطاطی و خوشنویسی، کار روی چوب، فلز، چرم، سرامیک و ... دارد. این اشعار بر دیوار بسیاری از معابر و اماکن عمومی، میادین، ورزشگاهها، فروشگاههای بزرگ و کوچک نصب میشود که نشان از ذوق و قریحه و اقبال عمومی به این اشعار است.
در دیگر مناطق کشور نیز همین توجه و اقبال به اشعار خیام را در فرهنگ عامه مردم مشاهده کردم و ایرانیان خیام را دوست دارند. مثلاً بوشهریها موسیقی خیامخوانی دارند یا در هرمزگان و سواحل خلیج فارس از موسیقی نینامه و شروه خوانی با خوانش اشعار خیام میتوانم نام ببرم. بسیاری از شخصیتهای برجسته معاصر از استاد مجتبی مینوی و سعید نفیسی تا غنی قزوینی و بسیاری از خاورشناسان و ایرانشناسان خارجی نیز تحت تأثیر خیام بودند و آثار فاخری خلق کردند.
* در خصوص کتابتان «خیام در فرهنگ مردم ایران» بیشتر توضیح بدهید.
حقیقتاً یکی از آرزوهایم از دوران جوانی و دانشجویی، خلق اثر پژوهشی درباره خیام بود که خوشبختانه این مهم سال گذشته به اتمام رسید و رونمایی شد و امروز در نیشابور، زادگاه خیام، افتخار دارم که رونمایی از چاپ سوم این کتاب برگزار میشود. تحقیق و پژوهش و کار میدانی در چهارمحال و بختیاری و بسیاری از استانهای کشور برای جمعآوری اطلاعات دو سال به طول انجامید و علاوه بر کتاب، سه مقاله علمی پژوهشی نیز با این موضوع چاپ شده است.
از تمام جوانان ایرانزمین، معلمان و فرهیختگان دانشگاهی دعوت میکنم که بیشتر از گذشته با مفاخر بزرگ کشورمان آشنا شوند که نه فقط افتخار ایران بلکه فخر بشریت هستند. خیام در کنار زکریای رازی، ابوریحان بیرونی و ابوعلی سینا به عنوان دانشمند ایرانی برگزیده در جهان مورد توجه ویژه هستند و تندیس آنها در وین نصب شده است. این دست مفاخر و شخصیتهای بزرگ را باید به فرزندانمان معرفی کنیم تا با هویت پرافتخار خود مأنوس شوند.
* چگونه باید خیام و دیگر بزرگان را پاس بداریم و به فرزندانمان معرفی کنیم؟
مفاخر و بزرگان را باید تا میتوانیم به زیست روزمره و فرهنگ عمومی مردم وارد کنیم همچنان که فردوسی تا حدود زیادی وارد زندگی مردم شده و مردم در اقصی نقاط کشور با اشعار او مانوساند. معتقدم راه پاسداشت مفاخر و مشاهیر این است که نه تنها در کتابهای درسی برای کودکان و نوجوانان معرفی شوند بلکه این بزرگان را در تمام لایهها و ساحتهای زندگی برای مردم معرفی و از آنها یاد کنیم. همین تابلوها و قابهای تزیینی، نامگذاری اماکن و معابر یا مدارس و دانشگاهها و ... یا انتخاب اسم فرزندان و بسیاری موارد دیگر از مصادیق کمک به پاسداشت این بزرگان است.


نظر شما